دیدگاه پویا Vision Pouya
دنبال کردن
مقاله

افسانه‌ی تحریم جراحی‌وار: تیغی که همیشه به میز آشپزخانه می‌رسد

به ما گفته‌اند تحریم‌ها «هدفمند»اند؛ موشکی مالی که فقط به کاخ می‌خورد. پس چرا در صف نانوایی هیچ‌وقت وزیر نمی‌بینیم؟

دو اجراگر با ماسک‌های صورتک نمایشی که زیرشان ماسک بهداشتی پیداست

هر بار که بسته‌ی تحریمی تازه‌ای اعلام می‌شود، یک واژه مثل نگهبان کنار در ایستاده است: «هدفمند». تحریم هدفمند، تحریم هوشمند، تحریم جراحی‌وار. تصویری که این واژه‌ها می‌سازند شبیه بروشور یک استارتاپ است: فناوریِ دقیقی که فقط حساب بانکی مقام مسئول را پیدا می‌کند، فقط جت شخصی را زمین‌گیر می‌کند، و مو به تنِ شهروند عادی خم نمی‌شود.

حالا آزمایش میدانی: به صف نگاه کنید. در صف نانوایی، در صف داروخانه، در صف حواله‌ای که باید از سه کشور و چهار صرافی عبور کند تا از هامبورگ به دستِ مادری در تهران برسد — دنبال وزیر بگردید. دنبال فرمانده بگردید. پیدا نمی‌کنید. عجیب است: موشکی که GPS دارد، هر بار نشانیِ آشپزخانه را می‌زند.

کالبدشکافی یک واژه

«هدفمند» در ادبیات تحریم همان نقشی را دارد که «آسیب جانبی» در ادبیات جنگ: پیش از وقوع فاجعه، مسئولیتش را بیمه می‌کند. واژه به شنونده می‌گوید نگران نباش، حساب‌وکتاب شده. و شنونده — در واشنگتن، در بروکسل، در برلین — با وجدان راحت سراغ خبر بعدی می‌رود. کارکرد واژه دقیقاً همین است: تولید وجدان راحت در مقیاس صنعتی.

اما اقتصاد، برخلاف بیانیه، لوله‌کشی دارد. وقتی ارز سقوط می‌کند، وقتی واردات گران می‌شود، وقتی بانک‌ها از ترس جریمه هر تراکنشی با نام ایران را رد می‌کنند، فشار از بالا به پایین نشت می‌کند — مثل هر ساختمان دیگری، طبقه‌ی همکف زودتر از پنت‌هاوس زیر آب می‌رود. صاحب پنت‌هاوس همیشه راه‌پله‌ی اضطراری خودش را دارد: شبکه‌ی واسطه‌ها، شرکت‌های پوششی، اقتصادِ سایه‌ای که اتفاقاً از تحریم فربه‌تر هم می‌شود. آن‌که راه‌پله ندارد، همان کسی است که قرار بود تحریم «به نفعش» باشد.

اعداد، بدون آرایش

زمینه‌ی امروز ایران را کنار این ادعا بگذارید: از دی‌ماه، اعتراض‌هایی که با سقوط ریال و گرانی و کمبود آغاز شد به بیش از دویست شهر رسید. جنگ بهار هم صورت‌حساب خودش را گذاشت: برآورد گزارش پژوهشی کتابخانه‌ی مجلس عوام بریتانیا از خسارت مستقیم و غیرمستقیم، حدود ۲۷۰ میلیارد دلار است — در برابر تولید ناخالص داخلی‌ای که تخمین ۲۰۲۶ آن حدود ۳۰۰ میلیارد دلار است. یعنی خسارتی تقریباً هم‌قدِ کل اقتصاد. روی چنین زمینی، هر فشار «هدفمندِ» تازه کجا فرود می‌آید؟ برای پاسخ، سری به شاخص قیمت نان بزنید؛ آن‌جا اقتصاد کلان را با واحدِ سنگک حساب کرده‌ایم، و اقتصاد سر سفره همین اعداد را از زاویه‌ی یخچال خانه روایت می‌کند.

پرسش ناخوشایند

نکته‌ی تحلیلی این پرونده، اخلاقی نیست؛ مهندسی است. سؤال این نیست که تحریم «خوب» است یا «بد». سؤال این است: ابزاری که چهل سال است خروجی‌اش را دیده‌ایم — نخبگانِ تحریمی که ثروتمندتر شدند و شهروندانی که فقیرتر — اگر واقعاً «هدفمند» است، پس هدفش از اول چه بوده؟ در مهندسی، وقتی دستگاهی ده‌ها سال خروجی ثابتی می‌دهد، دیگر به آن نمی‌گویند خطای سیستم؛ می‌گویند مشخصات فنی.

و این‌جا همان جایی است که واژه‌ی «هدفمند» از توصیف به اعتراف تغییر ماهیت می‌دهد: شاید دستگاه دقیقاً به هدفش می‌خورد. فقط هدف، آن چیزی نیست که در کنفرانس خبری گفته می‌شود. برای مقایسه‌ی نسخه‌ی اعلامی و نسخه‌ی اجرایی سیاست‌ها، جدول کارنامه‌ی ارزش‌ها را ببینید — آن‌جا ستون «ارزش‌های اعلام‌شده» و ستون «قراردادهای امضاشده» را کنار هم گذاشته‌ایم.

پیوست پرونده

این یادداشت، مدخلی از بایگانی بزرگ‌تری است: پرونده‌ی گفته‌ها در برابر کرده‌ها، جایی که نقل‌قول‌های رسمی را با تاریخ کنار اقدام‌های رسمی می‌گذاریم و باقی را به خواننده می‌سپاریم. تحریمِ «جراحی‌وار» یکی از قدیمی‌ترین ساکنان آن بایگانی است — و هنوز هم هر بار با همان بروشور برمی‌گردد.

مطالب مرتبط