خط لولهی «تروریست تا شریک»: مسیر شغلی استاندارد در ژئوپلیتیک
در سیاست بینالملل، «تروریست» یک شغل نیست؛ یک پله است. این پرونده نردبان ترفیع را رسم میکند — از فهرست سیاه تا فرش قرمز.

اگر منابع انسانیِ ژئوپلیتیک بروشور استخدام داشت، مسیر پیشرفت شغلیاش شفافتر از هر شرکتی بود: «دشمن بشریت» عنوان بدو استخدام است، «بازیگر بیثباتکننده» ترفیع میانی، «طرفِ گفتوگو» مرحلهی نهاییِ پیش از مدیریت، و «شریک قابلاعتماد در ثبات منطقه» همان اتاق گوشهای با پنجرهی بزرگ. حقوق و مزایا در هر پله بهتر میشود؛ فقط عکس پرسنلی عوض میشود، خود پرسنل نه.
این طعنه نیست؛ توصیف روند است. و تازهترین نمونهاش را همین بهار دیدیم.
نمونهی زنده: از «تهدید وجودی» تا میز ورسای
در اسفند، جنگی تمامعیار علیه ایران آغاز شد و ادبیات رسمی واشنگتن از «تهدید» و «نابودی» اشباع بود. کمتر از شش هفته بعد از پایان عملیات، همان دو دولت پای یک تفاهمنامه بودند: ترامپ در کاخ ورسای امضا کرد و پزشکیان در تهران. دشمنی که «قابل مذاکره نبود» ناگهان طرفِ حساب شد — نه چون ماهیتش عوض شد، بلکه چون کاربریاش عوض شد. جزئیات این سند و بازارگرمیِ هر پایتخت برای نسخهی خودش را در پروندهی تفاهمنامهی ورسای بخوانید.
قاعدهی پنهان همینجاست: فهرستهای سیاه بر اساس رفتار نوشته نمیشوند، بر اساس کاربرد نوشته میشوند. رفتارها اغلب ثابت میمانند؛ آنچه تغییر میکند، محاسبهی سود در پایتختِ فهرستنویس است. روزی که همکاری صرفهی بیشتری از دشمنی پیدا کند، واژهنامه بهروزرسانی میشود — بیسروصدا، مثل بهروزرسانی شبانهی یک اپلیکیشن.
سازوکار نردبان
پلکان ترفیع معمولاً چهار پله دارد:
- فهرست: نامگذاری رسمی؛ تحریم، انزوا، ادبیات اهریمنسازی. رسانهها واژگان را تحویل میگیرند و تکثیر میکنند.
- تماس بیسروصدا: کانالهای غیرمستقیم، معمولاً از طریق پایتختی ثالث که تخصصش میانجیگری است — همان نقشی که این روزها دوحه در چند پروندهی همزمان بازی میکند و شرحش را در رزرو دوبل قطر دادهایم.
- مذاکرهی رسمی: حالا «چارهای جز گفتوگو نیست». همان تحلیلگرانی که دیروز مذاکره را خیانت مینامیدند، امروز آن را واقعبینی مینامند.
- فرش قرمز: امضا، عکس یادگاری، و ادبیات تازه: «شریک»، «ثبات»، «فصل جدید». بایگانیِ پلهی اول، ترجیحاً بازخوانی نشود.
دقت کنید که در هیچ پلهای، پرسش «واقعاً چه کسی چه کرده بود؟» موضوعیت ندارد. نردبان اخلاقی نیست؛ هیدرولیکی است. با فشار منافع بالا و پایین میرود.
چه کسی صورتحساب پلهها را میپردازد؟
نکتهی تحلیلی پرونده اینجاست: هر پلهی این نردبان برای پایتختها «انعطاف دیپلماتیک» است و برای مردم عادی، صورتحساب. سالهای فهرست سیاه با تحریم و انزوا از سفرهی شهروند پرداخت میشود و سالهای فرش قرمز با سکوت دربارهی همان شهروند. کسی که در تمام این چرخه ثابت میماند، نه فهرستنویس است نه فهرستشده؛ همان مردمیاند که در میز و منو نشان دادهایم چرا هیچوقت صندلی ندارند و همیشه در ستون «پیشغذا» ثبت میشوند.
پس دفعهی بعد که واژهی «شریک جدید» را در خبرها دیدید، پرسش درست این نیست که «او عوض شده؟». پرسش درست این است: «چه معاملهای در راه است و صورتحسابش را چه کسی میدهد؟»
بازگشت به بایگانی
این یادداشت مدخلی از پروندهی مادر است: گفتهها در برابر کردهها — جایی که برچسب دیروز و دستدادنِ امروز را با تاریخ کنار هم میگذاریم. خط لولهی تروریستتاشریک پرکارترین تأمینکنندهی آن بایگانی است؛ محصولش هیچ فصلی نایاب نمیشود.