دیدگاه پویا Vision Pouya
دنبال کردن
مقاله

کالبدشکافی جنگ ۲۰۲۶: جنگی که سه بار تمام شد و هنوز تمام نشده

پرونده کامل «خشم حماسی» — از ۲۸ فوریه تا موشک‌های هفتم ژوئیه. خط زمانی راستی‌آزمایی‌شده‌ای که کنار هم چیدنش، خودش تحلیل است.

دو جنگنده در گرگ‌ومیش روی باند خیس؛ بازتاب هواپیماها در آب

تقویم رسمی می‌گوید جنگ دو ماه پیش تمام شده است. خبر امروز صبح می‌گوید موشک‌های ایرانی به چند کشتی تجاری اصابت کرده‌اند؛ از جمله یک نفتکش قطری. هر دو جمله درست‌اند و همین مشکل ماست. این پرونده درباره همان فاصله است: فاصله میان «تمام شد» و چیزی که هنوز شلیک می‌شود.

این صفحه، پرونده مادرِ جنگ ۲۰۲۶ در این سایت است. هر ادعا به منبع می‌رسد، هر عدد بازه دارد، و هر جا مه غلیظ است، همان را می‌نویسیم: مه.

خط زمانی، بدون روتوش

  • ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ — حملات هوایی آمریکا و اسرائیل جنگ را آغاز می‌کند. علی خامنه‌ای در همان روز اول کشته می‌شود؛ در کنار هزاران نیروی سپاه. اسم رمز عملیات آمریکایی: «خشم حماسی». اسمی که بیشتر به جلسه بازاریابی یک استودیو شبیه است تا اتاق جنگ — و همین نکته کوچک، لحن کل ماجرا را لو می‌دهد: جنگی که از روز اول برای تماشاچی طراحی شده بود.
  • اوایل مارس — مجتبی خامنه‌ای رهبر می‌شود. نظامی که نیم قرن علیه سلطنت موروثی خطابه خوانده، وراثت را در دو هفته اجرا می‌کند. شرح کامل در پرونده جانشینی.
  • ۱۴ و ۱۷ ژوئن — تفاهم‌نامه؛ اعلام در چهاردهم، امضا در هفدهم. ترامپ در کاخ ورسای امضا می‌کند، پزشکیان در تهران. صلحی که برای امضایش کاخ پادشاهان فرانسه لازم بود.
  • ۱۸ ژوئن — تنگه هرمز پس از هفته‌ها انسداد باز می‌شود؛ یک روز بعد از امضا. سریع‌ترین بند اجراشده کل توافق.
  • ۲۸ ژوئن — آمریکا و ایران توافق می‌کنند حملات را متوقف کنند. یازده روز بعد از امضای «تفاهم». این فاصله را به خاطر بسپارید.
  • ۶ ژوئیه — ترامپ تهدید می‌کند زیرساخت‌های ایران را نابود خواهد کرد.
  • ۷ ژوئیه — امروز — موشک‌های ایرانی به کشتی‌های تجاری، از جمله نفتکش قطری.

جنگی که سه بار تمام شد

پایان اول: پنجم مه، پایان رسمی عملیات. پایان دوم: هفدهم ژوئن، امضای تفاهم‌نامه در ورسای. پایان سوم: بیست‌وهشتم ژوئن، توافق توقف حملات. سه پایان در دو ماه — و بعد تهدید ششم ژوئیه و موشک‌های هفتم ژوئیه.

نکته تحلیلی این‌جاست: هر «پایان» به سند تازه‌ای نیاز داشت، چون سند قبلی دقیقاً همان چیزی را تمام نکرده بود که ادعا می‌شد. تفاهم‌نامه‌ای امضا شد، اما توقف حملات یازده روز بعد به توافق جداگانه‌ای احتیاج پیدا کرد. یعنی خود امضاکنندگان بهتر از همه می‌دانستند چه چیزی را امضا نکرده‌اند. ما برای همین واژه‌ها فرهنگ آتش‌بس را باز کرده‌ایم، و برای ثبت هر اعلام پایان و حادثه بعدش، ردیاب «جنگ تمام شد» را — پرونده‌ای که متأسفانه هنوز به‌روزرسانی می‌خورد.

صورت‌حساب

کشته‌ها به روایت منابع مختلف، در بازه: ایران بین ۳٬۴۶۸ تا بیش از ۶٬۰۰۰؛ اسرائیل ۶۹؛ آمریکا ۱۷؛ عربستان ۱۷ غیرنظامی؛ امارات ۱۳؛ کویت ۱۱؛ حزب‌الله بین ۱٬۰۰۰ تا ۲٬۵۰۰. بازه‌ها را نگه داشته‌ایم چون عدد دقیق، در جنگی که هر طرفش آمار را سلاح می‌داند، خودش ادعاست.

خسارت اقتصادی: حدود ۲۷۰ میلیارد دلار مستقیم و غیرمستقیم — برآورد گزارش کتابخانه مجلس عوام بریتانیا — در برابر تولید ناخالص داخلی‌ای که صندوق بین‌المللی پول حدود ۳۰۰ میلیارد دلار تخمین می‌زند. تقریباً یک سالِ کاملِ کل اقتصاد یک کشور. چه کسی این فاکتور را پرداخت می‌کند و چه کسی از آن سود برد؟ حساب‌وکتابش در صورت‌حساب را کی برد؟.

دستور زبان فشار

از انسداد هرمز تا موشک امروز، یک الگو تکرار می‌شود: هیچ‌کدام از طرف‌ها با کلمه حرف نمی‌زنند؛ با تنگه، با تانکر و با تهدید حرف می‌زنند. شرح این زبان در هرمز: دستور زبان فشار.

پرونده‌های این کلاستر

این صفحه هاب است؛ شاخه‌ها را دنبال کنید: تفاهم‌نامه ورسای، ردیاب «جنگ تمام شد»، هرمز، صورت‌حساب و فرهنگ آتش‌بس. جنگ شاید تمام شده باشد؛ پرونده‌اش قطعاً نه.

مطالب مرتبط