دیدگاه پویا Vision Pouya
دنبال کردن
مقاله

دفتر وعده‌های بازسازی؛ ستون بدهکار، ستون بستانکار

هر جنگی دو دفتر حساب دارد: دفتر ویرانی که خودش پر می‌شود، و دفتر بازسازی که قرار است دیگران پرش کنند. این صفحه، دفتر دوم را باز نگه می‌دارد — و فعلاً ستون «تحویل‌شده» سفید است.

نقاشی دیواری کودکان و گل‌ها روی دیوار ساختمانی بمباران‌شده در خیابان الثوره غزه — عکس: Hla.bashbash، ویکی‌مدیا، CC BY 4.0

حسابداری علم خشکی است و همین خشکی، صادق‌ترش می‌کند. حسابدار نمی‌پرسد نیتت چه بود؛ می‌پرسد سند کجاست. ما در این صفحه با غزه همان کاری را می‌کنیم که حسابدار با شرکت ورشکسته: دفتر باز می‌کنیم.

دفتر اول، دفتر ویرانی است. آن دفتر متأسفانه به کاتب احتیاج ندارد؛ خودش نوشته می‌شود. دفتر دوم اما — دفتر بازسازی — از آن دفترهایی است که همه می‌خواهند سرش عکس بگیرند و هیچ‌کس نمی‌خواهد پایش امضا بدهد.

ساختار دفتر

  • ستون «وعده»: هر آن‌چه در نشست‌ها و بیانیه‌ها درباره «بازسازی غزه» گفته می‌شود. این ستون همیشه پُر است؛ کاغذ صبور است و میکروفون صبورتر.
  • ستون «شرط»: چیزی که وعده به آن گره خورده. و این‌جا قلب ماجراست.
  • ستون «تحویل‌شده»: فعلاً تمیزترین ستون دفتر. سفیدِ سفید.

چرا ستون سوم سفید است؟ جواب در گزارش‌های خود نهادهای ناظر است، نه در تئوری توطئه. طبق گزارش ماهانه ACLED و پیش‌بینی ژوئیه شورای امنیت، مذاکرات ژوئن ۲۰۲۶ در مصر بر سر سه پرونده قفل مانده: خلع سلاح حماس، عقب‌نشینی نیروهای اسرائیلی، و حکمرانی پس از جنگ. بازسازی یعنی سرمایه، و سرمایه یک سؤال بچگانه اما قاتل دارد: «چک را به نام چه کسی بنویسم؟» تا پرونده حکمرانی باز است، این سؤال جواب ندارد — و تا این سؤال جواب ندارد، وعده هزینه‌ای ندارد. وعده‌دادن به آدرسِ نامشخص، سخاوتمندانه‌ترین کار جهان است.

پس دفتر ما فعلاً یک قاعده را ثبت می‌کند، نه یک عدد را: وعدهٔ مشروط به شرطِ محال‌مانده، از نظر حسابداری صفر است، از نظر روابط عمومی صد. این اختلافِ صفر و صد، همان جایی است که سیاست زندگی می‌کند.

تعارف را هم کنار بگذاریم: این ژانر را قبلاً دیده‌ایم. اجلاس، رقم، تشویق، و بعد سال‌ها بعد، گزارشی خاکستری درباره «شکاف میان تعهد و پرداخت». ژانرش آن‌قدر تکراری است که ما برای نمونه‌های سیاسی‌اش پرونده جدا داریم — بایگانی حرف و عمل — و برای ترجمه ارقام کلان به زبان زندگی مردم، ماشین‌حساب هزینه.

این وسط یک نکته ظریف را نباید گم کرد: تا وقتی «فردای غزه» روی کاغذ بلاتکلیف است، روی زمین بلاتکلیف نیست. نقشه دارد بی‌سروصدا تثبیت می‌شود — شرحش در کارتوگرافی خط زرد. یعنی از دو دفترِ ماجرا، فقط دفتری که به نفع وضع موجود است به‌روزرسانی می‌شود. حسابدار به این می‌گوید «ثبت یک‌طرفه». بقیه به‌ش می‌گویند واقعیت.

قول این صفحه: هر بار که وعده تازه‌ای اعلام شود، این‌جا ثبتش می‌کنیم — با تاریخ، با منبع، با شرط. و هر بار که چیزی واقعاً تحویل شود، با کمال میل ستون سوم را افتتاح می‌کنیم. ما بدبین نیستیم؛ فقط دفترمان را با مداد پر نمی‌کنیم.

تا آن روز، این سطر بالای دفتر می‌ماند: ویرانی نسیه نمی‌شود، اما بازسازی چرا.

پرونده مرکزی این خوشه

این دفتر، زیرمجموعه پرونده غزه است. چرا هیچ‌کدام از این شرط‌ها بسته نمی‌شود؟ جواب در راند نهایی دائمی.

مطالب مرتبط